جعفر شهرى باف
380
طهران قديم ( فارسى )
خيابان لختى ديگر از خيابانهاى تهران يكى هم لختى يا خيابان شيخ ( سعدى ) حاليه بود كه نام لختى كاملترين اسم او بود ، از آنجا كه خلوتى و لختى و عارى از سكنه بودنش تا آن حد بود كه روز روشن در آن آدم لخت مىكردند « 1 » و اگر اياب و ذهابى داشت رفت و آمد واگنچىهاى واگنخانهء خيابان باغوحش ( اكباتان ) و تلفنچيهاى تلفنخانه بود و مراجعينى كه به يكى دو فاحشهخانهء آن حدود ، امثال خانهء رفعت « 2 » آمد و شد مىكردند و قليلى درشكه و كالسكهء شخصى كه به طرف چهارراه مخبر الدوله رفت و برگشت داشتند و اربابان خود را به كلوپ ايران « 3 » برده عودت مىدادند و ساكنينش سگها و توله سگهاى كنار و گوشهء خرابههاى آن كه از مزاحمت مردم پناه به زواياى آن مىبردند ! تا اواخر كه كمپانى سينگر اولين ساختمان جديد را در آن بنا كرد « بزى از جويى پريد و ديگر بزها را بپرانيد » و سبب حركت و تشويقى براى ديگران شد تا بناهايى را در آن شروع بكنند .
--> ( 1 ) . آسايش و خلوت شهر را از اين خيابان كه تقريبا از خيابانهاى مركزى بود بهتر مىتوانيم به نظر آوريم ! ( 2 ) . يكى از فاحشههاى نامى . ( 3 ) . اولين محل اجتماع به صورت اروپايى يا قمارخانه و عشرتگاهى براى اشراف ، از جنوب به شمال نزديك به صد قدم به چهار راه مخبر الدوله مانده ، در سمت شرق .